تکامل شخصیت، با خود یا با دیگری

روانشناسی | تکامل شخصیت، با خود یا با دیگری از دیرباز تا به امروز این اصطلاح بین تمامی افراد رایج است که هر فرد به دنبال نیمه گم شده خویش است و با کمک او می تواند به تکامل برسد. در این مطلب به بررسی این موضوع از منظر روانشناسی می پردازیم.

این جمله ها را بسیار شنیدید:

"من باید با شخص مورد علاقه ام باشم تا بتوانم مشکلات درونیم را حل کنم" و یا "از زمانی که فلانی در زندگی من وارد شد حس می کنم کامل شدم".

خوب در ابتدا می بایست به این شخص تسلیت بگویید چرا که کامل شدن و بلوغ فکری خود را مشروط ساخته و یا از کس دیگری قرض کرده است. فرض کنید برای یک لحظه جای ذهن و بدن را عوض کنیم حال ببینیم چه بلایی سر آن فرد می آید. فرض کنید شخص زمانی کامل است که دست و پا و سر و بدن ندارد! الان شخص احساس تکامل می کند اما چگونه؟ با قرض کردن از شخص دیگر! یعنی یک شخص ممکن است یک دست و یا یک پای خود را به صورت قرضی داشته باشد و حتی این دست یا پا نیز با دیگر اعضای بدن وی هارمونی نداشته باشد و از همه جالب تر اینکه اگه فرد مخاطب این شخص از زندگی وی به هر دلیلی برود، شخص مورد نظر ما یک دست و یک پای خودرا از دست می دهد!!!

حالا به افرادی بپردازیم که همیشه خوب بودن خود و کامل بودن خود را به وجود شخص دیگری در زندگیشان مشروط می سازند. باز مثل بالا فرض کنیم که ذهن و بدن را عوض کردیم! یعنی شخص زمانی که تنهاست فلج است اما زمانی که فردی در زندگی او ظاهر می شود اعضای بدن وی شروع به کار می کند!

واقعا باید به حال همچین شخصی افسوس خورد! این شخص یک آدم وابسته است! حتما باید فرد دیگری را در کنار خود داشته باشد تا احساس کامل بودن کند. یکی از مشکلات دیگری که این شخص با آن مواجه می شود تغییر رفتار فرد مقابل اوست. ممکن است طرف او از نظر شخصیتی در طول مدت زمان تغییر کرده و دیگر نتواند وی را کامل کند.

اما هنوز یک جای خوشحالی باقی مانده است! بدن ما در صورت فلج شدن یا قطع عضو قابلیت ترمیم ندارد! اما ذهن می تواند خود را از نو بسازد.

انسان ها می بایست خود به تنهایی به تکامل برسند. باید بر روی کمبودها و خلأهای درونی خود تسلط داشته باشند و بتوانند به آرامی با آنها کنار بیایند. علت این خلأها هر چیزی می تواند باشد و اکثرا ریشه در کودکی افراد دارد. ممکن است عدم توجه کافی مادر به فرزند باعث ایجاد خلأ در بعد احساسی فرد شود. عدم توجه کافی پدر می تواند اعتماد به نفس شخص را پایین آورد و هزاران دلیل مشابه آن.

فرد در ابتدا می بایست به خودشناسی برسد و بتواند کوچکترین خلأهای خود را شناسایی کرده و اقدام به ترمیم آنها نماید و یا اگر این قابلیت را نداشت به یک روانشناس مراجعه کرده و درخواست خودشناسی دهد.

مشاوران و روانشناسان به این افراد کمک می کنند تا بتوانند تک تک خلأهای خود را شناسایی کنند و پس از آن راه تکمیل و رفع این خلأها را نیز به آنها می آموزند و شخص می تواند به طور مستقل به تکامل خود ادامه دهد.


فرض کنید دو فرد که شخصیت خود را کامل کرده اند در کنار هم قرار گیرند! هیچ وابستگی منفی وجود ندارد! کامل بودن هر دو به این کمک می کند که شناخت بهتری از هم پیدا کنند. در موقعیت های بحرانی هر دو می توانند قطبی قوی برای حل مشکلات باشند.

ایجاد احساس در این نوع رابطه ها یک روند بسیار منطقی بوده و افراد بر اساس دلیل و برهان نسبت به هم احساس پیدا می کنند.

شاید از نظر خوانندگان این متن حالت بالا یک حالت ایده آل و رویایی باشد اما باید گفت که خیلی دور از ذهن نیست و قابل اجراست. کافیست بر روی خود تمرکز کرده و خودتان را به درجه ای از تکامل برسانید. وقتی به این درجه از تکامل برسید متوجه می شوید که افرادی که مثل خود شما هستند جذب شما خواهند شد و خودتان از افراد وابسته دوری می کنید.

نیچه در این باب جمله جالبی دارد :

ذهن سوار بر ذهن! این است انتهای انسانیت!